نوشته بر دریا

×××

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

×××

   این اثر، دومین قسمت از مجموعه ای پنج جلدی است که قرار بود یک جا در کتابی با عنوان «پیران خراسان» و به قلم دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی1 انتشار یابد. کتاب، شامل مقدمه ای جامع راجع به خرقانی، زبان، لهجه و همعصران اوست. پس از آن نوشتاری تصحیحی از منابع مختلف راوی مقامات شیخ آمده و در ادامه مطالبی از قول بزرگان و پاره ای دیگر.

   نام کتاب ظاهراً برگرفته از این جمله ی بوالحسن است که فرمود: «بر هر چیزی کتابت بود مگر بر آب و اگر گذر کنی بر دریا، از خون خویش بر آب کتابت کن تا آن کز پی تو درآید داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفته اند.»

   دکتر شفیعی کدکنی، درباره ی خرقانی این طور می نویسد:

   «در تصوف و عرفان ایرانی، ابوالحسن خرقانی را باید با این کلان اندیشه شناخت که معرفت آدمی نسبت به ذات حق موهبتی است آن سری که با کوشش عقل به دست نمی آید. یعنی تجربه ی دینی از قلمروی عقل بیرون است و تا حق تعالی خویشتن را به ما ننماید سعی ما و سعی عقل ما برای شناخت او سعیی باطل است، همان که عطّار در گونه ای فشرده فرموده است: راه ازو خیزد، بدو، نی از خرد.»

×××

- نقل است که شخصی پیش شیخ آمد و گفت: «دستوری ده تا خلق را به خدای دعوت کنم.» گفت: «زنهار تا به خود دعوت نکنی!» گفت: «شیخ! خلق را به خویش دعوت توان کرد؟» گفت: «آری، اگر کسی دیگر دعوت کند و تو را ناخوش آید نشان آن باشد که دعوت به خود کرده باشی.»

- گفتند: «چه کنیم تا بیدار گردیم؟» گفت: «عمر به یک نفس باز آور و آن چنان دان که آن یک نفس میان لب و دندان رسیده است.»

- و گفت: «جوانمردان دست از عمل باز ندارند تا عمل دست از ایشان باز ندارد.»

/ 2 نظر / 60 بازدید
عابر

گفت: «جوانمردان دست از عمل باز ندارند تا عمل دست از ایشان باز ندارد.» گفتم: درود بر عملی ها!!!

آرش

خیلی با مزه ان!