چرا

چرا گاهم چرا گاهی کل نمی شود از این همه جستن ها؟!

/ 10 نظر / 3 بازدید
نغمه

ستاره را گفتم کجاست مقصد این کهکشان سرگشته کجاست خانه ی این ناخدای سرگردان؟ کجا به آب رسد تشنه با فریب سراب؟ ستاره گفت : خاموش، لحظه را دریاب

نغمه

به تو عادت دارم مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت و تو هر لحظه كه از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم در كتاب احساس واژه فاصله یك فاجعه معنا شده است تو توانایی آنرا داری كه به این فاجعه پایان بخشی

محسن

سلام امیر جان. ممنون که سر زدی. بابت تذکری هم که دادی ممنون. از بس عجله کرده بودم دقت نکرده بودم اونطوری شده بود. مختصر و مفید گفته بودی و البته پر از معنی. ضمنا شعرهای هم که نوشته بودی خیلی به دلم نشست در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز بلای زلف سیاهت به سر نمی آید بسم حکایت دل هست با نسیم سحر ولی به بخت من امشب سحر نمی آید

سارا

چقدر این شعری که محسن نوشته قشنگه. آهنگش رو گوش دادی؟ ایرج بسطامی خونده. معرکه س

سارا

این پستت خیلی سخت بود. در حد لیسانس بنویس بفهمیم چی میگی [نیشخند]

بارن

سلام خیلی وقته شما هم مثل من بی وفا شدید و به من سر نمی زنید. منتظر نگاه شما هستم....

عابر

پاییز دارد آخرین نفسهایش را میکشد... مثل مثل آخرین نگاه ها در کوچه ای باریک... مثل آخرین کلمات یک نامه... مثل آخرین پکهای سیگار... مثل آخرین شعله های یک شمع نذری... مثل همه مثل همیشه . . . سلام بر تو ای قرابت تنهایی اتاق را به تو تسلیم می کنم چرا که ابرهای تیره همیشه پیغمبران آیه های تازه تطهیرند و در شهادت یک شمع راز منوری است که آنرا آن آخرین و آن کشیده ترین شعله خوب می داند ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد...

ثامن

سلام علیکم یاد یه جمله از استادمون افتادم میگفت چرا ،چ ، چسبیده به را گروه ثامن فرا رسیدن ماه محرم را به شما و سایر بازدیدکنندگان وبلاگتان تسلیت میگوییم