تلک شقشقة هدرت

...

فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَیْنِ قَذىً

و من طریق شکیبایى گزیدم در حالى که همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش ‍رفته

وَفِى الْحَلْقِ شَجاً

و استخوان در گلویش مانده باشد

***

فَما راعَنی إِلاّ وَ النّاسُ کَعُرْفِ الضَّبُعِ اِلَىَّ١

به ناگاه دیدم که انبوه مردم روى به من نهاده اند، انبوه چون یالهاى کفتاران

یَنثالُونَ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ جانِب

گِرد مرا از هر طرف گرفتند

...

فَلَمّا نَهَضْتُ بِالاَمْرِ

اما هنگامى که زمام کار را به دست گرفتم

نَکَثَتْ طائِفَة٢

جماعتى [از بیعت کنندگان] عهد خود شکستند

وَ مَرَقَتْ اُخْرى٣

و گروهى از دین بیرون شدند

وَ قَسَطَ آخَرُونَ۴

و قومى همدست ستمکاران گردیدند

***

لَولا حُضُور الْحاضِرِ

اگر انبوه آن جماعت نمى بود

وَ قیامُ الْحُجَّةِ بِوجُودِ النّاصِرِ

یا گرد آمدن یاران، حجت را بر من تمام نمى کرد

...

لاَلْقَیْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها

افسار [شتر خلافت] را بر پشتش مى افکندم و رهایش ‍ مى کردم

...

وَلاَلْفَیْتُمْ دُنْیاکُمْ هذِهِ اَزْهَدَ عِنْدى مِنْ عَفْطَةِ عَنْز

و آنگاه مى دیدید که دنیاى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارج تر است

***

از خطبۀ سوم نهج البلاغه

---------------------------

١. کفتار، حیوانی است که فراوانی پشم گردن او ضرب المثل بوده و تعبیر به یال کفتار، به ازدحام فوق العادۀ مردم و پشت سر هم قرار گرفتن آنان براى بیعت اشاره دارد.

٢. ناکثین، اصحاب جمل مانند: طلحه و زبیر

٣. مارقین، خوارج که جنگ نهروان را پدید آوردند.

۴. قاسطین، معاویه و یاران او که جنگ صفین را بر امام (ع) تحمیل کردند.

---------------------------

/ 2 نظر / 9 بازدید
نعیما

یه لحظه حس کردم وبلاگ رو اشتباه اومدم زدی توو کار سعودی