با چه رویی بپرم؟

هفت کبوتر چرخی زدند و با وقار فرود آمدند. زن زیر لب چیزی گفت و مشتی گندم به سویشان پاشید. اشک در چشمان کلاغی که گوشه ای پنهان شده بود، حلقه می زد.

 

م. عابر

/ 8 نظر / 4 بازدید
عبدی رهگذر

این متنو که اولین بار تو پیامها دیدم یاد آهنگی افتادمکه قبلنا شنیده بودم و خیلی روم تاثیر گذاشته بود. نمی دونم مال کیه: من که توی سیاهیا از همه روسیاترم میون این کبوترا با چه رویی بپرم؟ . . .

سارا

منم دقیقا یاد همین آهنگ افتادم مال محسن چاوشیه زیبا بود

عابر

اولین بار تو پیامها؟؟؟!!! این شبه داستانک رو من گفتم و برای کمتر از 5 نفر فرستادم که یکیشون شما بودی. آره قبول دارم ادمو یاد اون آهنگ میندازه اما من اصلا اون آهنگ توی ذهنم نبود. این داستانک بر اساس یک تجربه کاملا شخصیه! البته جالبه که اون تجربه به شدت با اون آهنگ هماهنگه!!! بعضی وقتا یه چیزایی توی زندگی ادم پیش میاد که عجیب و غریبن! من اسم اینا رو معجزه می ذارم. معجزه هایی که ما راحت از کنارشون رد می شیم. یکیش همین 8/8/88 !!! من و تو ریاضی خوندیم. به نظرت در دنیای احتمالات چقدر ممکننه تولد امام هشتم با 8/8/88 مقارن بشه؟! بگذریم...

عابر

اولین بار تو پیامها؟؟؟!!! این شبه داستانک رو من گفتم و برای کمتر از 5 نفر فرستادم که یکیشون شما بودی. آره قبول دارم ادمو یاد اون آهنگ میندازه اما من اصلا اون آهنگ توی ذهنم نبود. این داستانک بر اساس یک تجربه کاملا شخصیه! البته جالبه که اون تجربه به شدت با اون آهنگ هماهنگه!!! بعضی وقتا یه چیزایی توی زندگی ادم پیش میاد که عجیب و غریبن! من اسم اینا رو معجزه می ذارم. معجزه هایی که ما راحت از کنارشون رد می شیم. یکیش همین 8/8/88 !!! من و تو ریاضی خوندیم. به نظرت در دنیای احتمالات چقدر ممکننه تولد امام هشتم با 8/8/88 مقارن بشه؟! بگذریم...

عابر

اولین بار تو پیامها؟؟؟!!! این شبه داستانک رو من گفتم و برای کمتر از 5 نفر فرستادم که یکیشون شما بودی. آره قبول دارم ادمو یاد اون آهنگ میندازه اما من اصلا اون آهنگ توی ذهنم نبود. این داستانک بر اساس یک تجربه کاملا شخصیه! البته جالبه که اون تجربه به شدت با اون آهنگ هماهنگه!!! بعضی وقتا یه چیزایی توی زندگی ادم پیش میاد که عجیب و غریبن! من اسم اینا رو معجزه می ذارم. معجزه هایی که ما راحت از کنارشون رد می شیم. یکیش همین 8/8/88 !!! من و تو ریاضی خوندیم. به نظرت در دنیای احتمالات چقدر ممکننه تولد امام هشتم با 8/8/88 مقارن بشه؟! بگذریم...

بارن

این داستانک خیلی قشنگ بود. کاش آقای عابر دوباره وبلاگشون را راه بیندازند تا ما مجبور نشویم مطالبشون رو از جای دیگه بخوانیم . اما گذشته از اینکه برای کی بود و کی رو یاد چه آهنگی می انداخت باید بگم قشنگ بود.

بارن

این داستانک خیلی قشنگ بود. کاش آقای عابر دوباره وبلاگشون را راه بیندازند تا ما مجبور نشویم مطالبشون رو از جای دیگه بخوانیم . اما گذشته از اینکه برای کی بود و کی رو یاد چه آهنگی می انداخت باید بگم قشنگ بود.