تقسیم عادلانه

من در کارخانۀ تو کار می‌کنم.

و در این‌جا همه چیز عادلانه تقسیم شده است:

سودِ آن برای تو، دودِ آن برای من.

من کار می‌کنم؛ تو احتکار می‌کنی.

من بار می‌کنم؛ تو انبار می‌کنی.

من رنج می‌برم؛ تو گنج می‌بری.

 

من در کارخانۀ تو کار می‌کنم.

و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست:

وقتی که من کار می‌کنم، تو خسته می‌شوی.

وقتی که من خسته می‌شوم، تو برای استراحت به شمال می‌روی.

وقتی که من بیمار می‌شوم، تو برای معالجه به خارج می‌روی.

 

من در کارخانۀ تو کار می‌کنم.

و در این‌جا همۀ کارها به نوبت است:

یک روز من کار می‌کنم، تو کار نمی‌کنی.

روز دیگر تو کار نمی‌کنی، من کار می‌کنم.

 

من در کارخانۀ تو کار می‌کنم.

کارخانۀ تو بزرگ است.

اما کارخانۀ تو هر قدر هم بزرگ باشد، از کارخانۀ خدا که بزرگتر نیست.

کارخانۀ خدا از کارخانۀ تو و از همۀ کارخانه‌ها بزرگتر است.

و در کارخانۀ خدا همۀ کارها به نوبت است.

در کارخانۀ خدا همه چیز عادلانه تقسیم می‌شود.

در کارخانۀ خدا همه کار می‌کنند.

در کارخانۀ خدا، حتی خدا هم کار می‌کند.

 

قیصر امین‌پور

/ 2 نظر / 9 بازدید
سیدعباس سیدمحمدی

سلام علیکم. گمان کنم آن باریکه که باز می گذارند عده ای بروند داخل صحن، برای «خواص» نیست. چون خواص که مافوق این مسائلند. شاید خادمان حرم، خوششان می آید مردم خواهش و تمنا کنند و قسمهای غلیظ بدهند خادمان را، و خادمان یکی یکی اجازه دهند مردم بروند داخل. من خودم گفتم «بچه ی کوچکم آمده امام رضا را زیارت کند و غمگین است نتوانسته وارد شود ...» و خادم گفت «بیا برو تو»، و خانمم ماند بیرون (یا او اول رفت، و ما ماندیم بیرون) و گفتم پس خانمم چی؟ خادم گفت خانمت هم وارد شود. این گونه با انواع قَسَمها و خواهشها و ...، مردمان یکی یکی می رفتند داخل[خجالت] احتمالاً باید منتظر تکذیبیه ی شدید ِ رئیس کل خادمان آستان قدس باشم[لبخند]

درسا

خخخخییییییلللللی .......................................... بود .! چرا جواب نمیدی ها!؟[زودباش]