زخم زبان

«دور از جون شما یه استاد گاوی گیرمون اومده»

همان طور که داشت باقی لقمه اش را می جوید ادامه داد:

«این قدرم لهجه ش مزخرفه که ...»

 

آخ!

زبانش

یک تکه گوشت قاطی غذا شد

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
کوچه

چهار گزینه ؟ موافق نیستم ؟

سارا

خب نصفه استادا گاون البته به جز من که زبان درس می دم d: