آن ها

×××

آن ها

×××

   «آن ها» آخرین کتاب شعر از سه گانه ی1 غزل سرای معاصر، فاضل نظری است که مثل دو اثر قبلی او، «گریه های امپراطور» و «اقلیت» از اقبال عمومی خوبی برخوردار شده است2. غالب 51 غزل این کتاب، پنج بیتی است و مانند آثار غزل سرایان جوانی چون مرحوم نجمه زارع، سید حمیدرضا برقعی و ... دارای ظاهری نو و زبانی امروزی است:

ساحل جواب سرزنش موج را نداد / گاهی فقط سکوت، سزای سبکسری است

   البته واژگان مهجوری که در اشعار قدما حضور مشهودتری دارند، در شعر «نظری» نیز جاری است. کلماتی چون آینه، موج، ساحل، حیرت و ... در جای جای کتاب او وجود دارند:

سر برون آوردم از مرداب رو بر آفتاب / چون حباب از شوق آزادی کلاه انداختم

   سر و شکل زیبای جلد و صفحات این کتاب را هم نباید از یاد برد چرا که هرچند، اشعار جذابیت لازم را داشته باشند، باز در جذب مخاطب بی تأثیر نخواهد بود. در پایان، بخشی از صفحه ی فرهنگ و هنر روزنامه ی ایران3 را که به معرفی فاضل نظری پرداخته می خوانیم:

"خودش جوان است اما اشعارش پیر؛ و این سالخوردگی به بیان کهنه بودن نیست. شعرهایش از پختگی خاصی برخوردار است، فاضل نظری متولد سال 1358 است شاعری که به روایت تازه در غزل کهن معتقد است و در این مسیر تکنیکی قدم برداشته. وقتی «گریه‌های امپراطور» فاضل نظری را می‌خوانی، اشعارش آنقدر تو را جذب خود می‌کند که یادت می‌رود شعر گریه‌های امپراطور را ببینی. سراغ فهرست می‌روی اما اثری از این گریه‌ها و این امپراطور نیست و شاعر تنها نام کتاب را گریه‌های امپراطور گذاشته است. مدتی بعد «اقلیت» منتشر می‌شود و به چاپ ششم می رسد. کتاب را که ورق می‌زنی گریه‌های امپراطور را می‌بینی و خیالت راحت می‌شود فاضل نظری بعد از مدتی «آن‌ها» را منتشر می‌کند ناشر این سه کتاب را به عنوان سه‌گانه ارائه می‌دهد.

این روزها «گریه‌های امپراطور» مجموعه شعر فاضل نظری که شامل 38 سروده از اوست، چاپ دهم را پشت سر می‌گذراند.

و «آن‌ها» نیز که اولین بار در بیست و دومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر شد و در همان روزها به دلیل استقبال خوب مخاطبان به چاپ دوم رسید. چند روزی است که انتشارات سوره مهر چاپ هفتم این کتاب را روانه بازار کرده است."

×××

تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت

رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

 

هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

 

هرکه ویران کرد ویران شد در این آتش سرا 

هیزم اول پایه سوزاندن خود را گذاشت

 

اعتبار سربلندی در فروتن بودن است

چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

 

موج راز سربه مهری را به دنیا گفت و رفت

با صدف هایی که بین ساحل و دریا گذاشت

/ 8 نظر / 8 بازدید
سارا

سلام این چند وقته کتابای خیلی خوبی معرفی میکنی. واقعا که این کتاب محشره کتاب برگزیده ی فصل تو بهار 88 شد. البته تو زمینه ی شعر پست خوبی بود

محسن

سلام امیر جان. امیدوارم خوب باشی. شعرهای فاضل نظری اکثرا زیبا هستند. کتاب آنها و گریه های امپراطور هر دو فوق العاده هستند. اون شعری که نوشتی واسم خیلی قشنگ بود.

سارا

آره دیگه این غضنفر واسه ما نون آب نشد که اصلن من دیگه قصد ازدواج ندارم اینقدر اصرار نکن[نیشخند]

سارا

امیر الان این بیتی که تو وبلاگ باران سبز نوشتی رو خوندم ××× غیرتم بین که برآرنده ی حاجات هنوز / از لبم، نام تو هنگام دعا نشنیده است محشر بود. خیلی بهم فاز داد. این شعر مال کیه؟

عابر

سلام امیر جان! زندگی اینجوریه دیگه. احمقانه ترین توقعی که میشه ازش داشت راحتی و خوشیه. پریشان حالیم. سفارش ما رو به آقا بکن. ما هم که دعامون از سبیل نداشتمون بالاتر نمیره اما به یادت هستیم. ××× یا من اسمه دوا و ذکره شفا...

محسن

سلام امير جان. به قول خواجه: سر ارادت ما و آستان حضرت دوست كه هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست مرسي واسه شعر كاروان. واقعا زيباست مخصوصا با صداي استاد بنان.

خروج

کامنت دعوت برای امیر عزیز: پست جدید .... برای خروج کلیک کنید

بهروز

خودت کتابو خوندی امیر جان؟ اگه خوندی و داریش بی نصیب نذار دوستا رو! خبرشو بهم بدی!