مهمانسرا

مهمانسراست خانه‏ی دنیا که اندرو / یک روز این بیاید و یک روز آن رود «جلال‌الدّین همایی (سنا)»

با چه رویی بپرم؟

هفت کبوتر چرخی زدند و با وقار فرود آمدند. زن زیر لب چیزی گفت و مشتی گندم به سویشان پاشید. اشک در چشمان کلاغی که گوشه ای پنهان شده بود، حلقه می زد.

 

م. عابر

پيام ها ()    + امیـــر ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٩