ما در بزرگی!
دَم رفتن
آی...
لحظهای بِایست
حال و روزت را نگاه
اگر یکی دو قدم مانده باشد چه؟
حاضری با همین وضع راهی شوی؟
ادامهبفرمایید روضه
جایت هنوز اینجا پهن مانده است
از دیشب
که خانه شلوغ شده بود
و همۀ در و همسایهها دورهات کرده بودند
خدا را شکر که زود رفتند
آخر یخچال چند هفته بود که میوه نداشت
و مادر هر از گاهی
سیبی
پرتقالی
یا خیاری
زیر چادر، از روضۀ اوّل ماه میآورْد
×××
بابا جان!
ناراحت نمیشوی اگر
مراسمت را چند هفته عقب بیندازیم؟
چند جایی را باید با مادر و دخترهای همسایه روضه برویم
ادامهوقتی که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
رضوی، نه نان قدس! (٢)
قال الرّضا(علیهالسلام):
«اَلْمُؤْمِنُ اِذَا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ»
مؤمن هرگاه خشمگین شود، خشمش او را از مسیر حق منحرف نمیسازد.
بحار الانوار، ج٧۵، ص۳۵٢
ادامهمن که دربندم کجا، میدان آزادی کجا؟!
حضرت ختمیمرتبت(ص) به سلمان فارسی(ره) فرمودند:
اِنَّمَا الدُّنیا سِجنُ المُؤمِن وَ جَنَّةُ الکافِر.
به راستی دنیا زندان مؤمن و بهشت کافر است.
ادامهها راستی!
مهر ندارند
در دلم بود که آدم شوم اما نشدم
مجادله
هزار دلیل هم برای مرگ بیاورید؛ باز یک بهانه برای زندگیکردنم کافی است.
